عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

287

كشف الحقايق ( فارسى )

از براى مهر چهر جان‌فزايت را همى * بر دو چشم مردمان غيرت برد مردم گيا 11 صفحه ( 96 ) - معدل النهار - كه به آن استواى فلكى نيز گويند ( لغت‌نامه ) اولين دايره عظيمه است از دوائر عظام معتبر در علم نجوم و هيئت و آن عبارت از : « . . . منطقه فلك اعظم است و اين را معدل النهار نيز گويند و دو قطب او را دو قطب عالم گويند يكى را كه در جهت بنات النعش صغرى است قطب شمالى گويند و ديگر را قطب جنوبى گويند . » ( فارسى هيئت ص 10 ) « . . . و اين را معدل النهار گويند بنا بر آنكه گاهى كه مدار آفتاب بوى رسد در جميع معموره تقريبا شب و روز متساوى بود و در مواضعى كه در تحت اوست دائما شب و روز متساوى است . » ( شرح لارى بر فارسى هيئت ) و مجازا خط فرضى « استوا » را در كره زمين نيز معدل النهار گويند زيرا كه در نقاط واقعه بر خط استوا نيز همواره روز و شب متساوى هستند و مراد مصنف از معدل النهار نيز همين استعمال مجازى آنست . صفحه ( 114 ) - بدانكه عين القضاة مىگويد كه تفاوت آدميان در مبادى از تفاوت نفوس كواكبست از جهت آنكه . . . الخ . . . - ظاهرا مرجع و ماخذ نسفى در اين نقل قول همان باشد كه در فصل پنجم رساله ( يزدان شناخت ) زير عنوان : ( فصل پنجم - در پديد كردن نفوس انسانى كه از مبادى حاصل مىشود ) آمده است زيرا آنچه را كه « عين القضاة » در كتاب ( زبدة الحقائق ) مىگويد از آنچه نسفى آن را بعنوان گفته عين القضاة نقل مىكند حكايت ندارد و در ( تمهيدات ) و ( لوائح ) هم مطلبى كه با نقل قول نسفى كاملا منطبق باشد وجود ندارد و فقط چنين مطالبى در « يزدان شناخت » آمده است . در انتساب رساله ( يزدان شناخت ) اختلاف است بعضى آن را از تاليفات عين القضاة و بعضى آن را از آثار فارسى شيخ اشراق مىدانند و هر يك بر صحت ادعاى خويش دلائلى ذكر مىكنند ( رجوع فرمايند به مقدمه تمهيدات چاپ دانشگاه و مقدمه يزدان شناخت چاپ دكتر كريمى ) و اينك اين مسئله پيش مىآيد كه نقل قولى كه نسفى بشرح فوق از عين القضاة مىگويد و همچنان‌كه گذشت اين مطلب در ميان مصنفات عين القضاة فقط در همين ( يزدان شناخت ) آمده است آيا انتساب ( يزدان شناخت ) را بقاضى همدانى تثبيت و يا لا اقل تاييد مىكند يا خير ؟ با توجه بقرب عهدى كه نسفى بشيخ اشراق داشته و با توجه به احاطه او بر اقوال مشايخ و حكما و فقها و متكلمين بعيد به نظر مىآيد كه مطلب بر او مشتبه شده باشد و بسهو و اشتباه يا به صرف اعتماد بر نسخهء معين كه نام عين القضاة بر آن نگاشته بوده است اين قول را بضرس قاطع به عين القضاة نسبت دهد و لا بد بر او ثابت شده بود است كه اين رساله از آن عين القضاة است .